درباره انفجار ها و اقدامات تروریستی اخیر هند
كمي عجيب است كه اين بار از وقوع يك اقدام تروريستي در شبه قاره هند چيزهايي بشنويم چرا كه براي سالهاي متمادي اين گونه به نظر مي رسيد كه مركز اصلي و انحصاري وقوع يك چنين اقداماتي كه ارتباط مستقيمي با عناصر افراطي و تند رويان دارد، خاورميانه است و نه هيچ جاي ديگر.
اما وقوع چنين بحراني در بزرگترين دموكراسي دنيا كمي تامل بر انگيز است چرا كه وقوع اقدامي تروريستي به اين شكل در پايتخت تجاري، فرهنگي يك كشور مي تواند دال بر وجود يك اقليت ناراضي باشد كه نتوانسته است از طريق راههاي قانوني احقاق حق نمايد.
چندي پيش پس از وقوع انفجارهايي در بنگلور و احمد آباد هند، گروهي موسوم به "مجاهدين هندي" خود را عاملان اين بمب گذاري معرفي نمودند و تمامي متفكران و تحليلگران شبه قاره شروع به تحقيق و بررسي درباره ريشه هاي احتمالي اين اقدام نمودند.
بديهي است كه پس از وقوع يك چنين اتفاقاتي در يك كشور دولت مربوطه پيش از پرداختن به تحقيق و بررسي در مورد دلايل و عوامل اصلي، بطور رسمي دشمن واقعي يا فرضي خويش را به عنوان عامل معرفي مي نمايد و كمتر به طور رسمي تقصير ها و مشكلات ناشي از عملكرد داخلي خويش را مورد مداقه و نظر قرار مي دهد.
همانگونه كه هند بلافاصله و مثل هميشه دولت پاكستان را مسئول اين اقدام غير انساني و تروريستي اعلام نمود و بعد جالب توجه داستان اينجا بود كه همزمان با شروع اين عملیات تروریستی ،آقای قزیشی وزیر امور خارجه پاکستان در هند حضور داشت و آصف زرداری ، رییس جمهور پاكستان در مصاحبه هاي مطبوعاتي بر اراده و خواست اسلام آباد برای حل مشکلات با هند تاكيد مي نمود.
وقوع گروگان گيري هتل تاج محل در بمبئي هند را مي توان از دو منظر عوامل داخلي و سياست خارجي مورد بررسي قرار داد.
در بعد داخلي مسئله به همان سادگي كه تحليلگران بعضا برجسته غربي سعي در نماياندن آن دارند نيست اين تحليلگران سعي دارند اين موضوع را بطور مستقيم به مسلمانان افراط گراي هندي ربط بدهند و آن را تحت عنوان بنياد گرايي و تروريست بودن مسلمانان بطور كلي تحليل نمايند.
به نظر اين تحليلگران كه اتفاقا به خوبي توانسته اند دولت هند را مجاب نموده و پيرو خط مشي هاي خود سازند مسلمانان منطقه كشمير داعيه قدرت طلبي و مبارزه با دولت هند را داشته و به دليل مسلمان بودن و بنياد گرايي و افراطي گري است كه دست به چنين اقداماتي مي زنند.
از سال ۱۹۴۷ یعنی از از زمان کسب استقلال، هند و پاکستان سه مرتبه بر سر مسئله اختلافات مرزی و مهمترین آنها کشمیر، با یکدیگر جنگیده اند.
پس از بيرون رفتن استعمارگران انگليسى و به دنبال آن تشکيل كشور هند و پاكستان ، اين دو كشوربر سر كشمير كه منطقهاى مسلمان نشين در شبهقاره بودو در دوران تقسيم، براى مالکيت آن صحبت نشده بود، درگير شدند.
در اين درگيريها ، شبهنظاميان قبايلى پاکستانى توانستند با حملهاى سريع قسمتهاى وسيعى از کشمير را به تصرف خود در آورند، هندىها نيز همزمان پيشروى خود را به سمت مناطق مسلمان نشين کشمير آغاز کردند و قسمتهايى از آن را اشغال کردند. و از انجا كه هندىها توان نظامى چندانى نداشتند در برابر حمله ارتش چين در سال 1965 نيمى از متصرفات خود در اين منطقه را به طرف چينى تسليم نمود .به گونهاى که امروز کشمير سه قسمت شده است، کشمير پاکستان که از آن به عنوان کشمير آزاد ياد مىشود، کشمير تحت اشغال هند و کشمير تحت اشغال چين.
اصولا مناطق دور افتاده و کوهستانى کشمير منطقهاى نبود که در آن هندوها بتوانند زندگى کنند، آيين هندو که بر پايه تقدس آب بنا شده است، همواره در مناطقى رشد داشته که پيروان آن بتوانند با آب خود را طهارت داده و مقدسات خود را به جا آورند، اما در اين منطقه مسلمانان که با شرايط مختلف زندگى آشنا بودند، موفق شدند خود را با شرايط وفق داده و صدها سال پيش اين منطقه خوش آب و هوا را به محل سکونت خود تبديل کنند. اما آنچه به نظر مىرسد جنگهاى سهگانه هند و پاکستان بر سر اين منطقه دولتمردان دهلىنو را به اين نتيجه رسانده است که بايد در اين مورد تجديد نظر کرده و هويت سرزمينى اين منطقه را تغيير دهند. در اين راستا هندىها از دهه هفتاد قرن گذشته سياست کوچ اجبارى مسلمانان را در اين منطقه را در پيش گرفته و هندوها را جايگزين آنها مىکنند.
ادامه مطلب