تبليغاتX
ديپلماسي

ديپلماسي

"جهان" دارد مي شود ، جهاني بيانديشيم.

علی رغم این که چهره این شکلی تهران رو پر از کاغذ و اعلامیه و CD و ادمای پر انرژی و پر از داد و فریاد و سر و صدا  دوست دارم اما اگر بخوام رفتار و فرهنگ سیاسی مردم رو تحلیل کنم به واقعیات مایوس کننده ای می رسم

داشتم با یه دوست اینترنتی درباره کاندید مورد علاقه اش حرف می زدم گفت من از برنامه های محسن رضایی خوشم اومده اما به میر حسین رای می دم تا در مقابل احمدی نژاد تقویت بشه و رای اونو بشکونه.

از اونجا که دوست من ادم تحصیلکرده و فرهیخته ایه و به دام این کودک درون لجبازش افتاده حساب کار بقیه مردم جامعه مونو کردم.

لجبازی، لذت کنف شدن یه گروه،لذت مقطعی و کاذب برنده شدن مثل یه بازی چند روزه،

انگار نه انگار تبعات برنامه ریزیهای کلان چه در زمینه سیاست چه در زمینه اقتصاد و فرهنگ و... دست کم چیزی حدود 150 سال زندگی و جزئیات زندگی مردم رو تحت تاثیر قرار میده.

انگار نه انگار داریم در مورد شیوه زندگی فرهنگی ،  هنری، معیشت، پرستیژ ملی، خودمون و نسل بعد از خودمون تصمیم می گیریم.

هرکجا هستی سرت خوش باد و تنت سلامت جناب آقای دکتر محمود سریع القلم که گفتی آینده توسعه ما ایرانیها منوط به عقلانیت و رفتار عاقلانه است.

+ نوشته شده در  88/03/21ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

در باره چرخش های راهبردی مواضع مصر و عربستان در باره غزه

 

 شاید این ضرب المثل  قدیمی زبان فارسی که " سکوت علامت رضایت است" در فضای بین المللی امروز معنایی دیپلماتیک و نظام مند یافته باشد  این موضوع دست کم در مورد چرخش موضع برخی کشورهای عربی از فریاد و اعتراض در مورد تعرض های رژیم صهیونیستی  تا سکوت مطلق  در برابر حد اعلای  جرایم و فجایع این رژیم صدق می کند. نمودار رفتاری عربستان صعودی و مصر در برابر مسئله فلسطین و  جنبش مقاومت اسلامی در  این مورد یک نمونه جالب و مثال زدنی است. چرا که گردشی چنین آشکار از موضع اعتراض و تخاصم نسبت  به یک روند تا مرحله سکوت و از آن فراتر همراهی و تایید و حتی تشویق آن روند، قطعا تابع شرایط و منتج از عوامل خاص و تاثیر گذاری می باشد.

ابتدای این نمودار رفتاری مربوط به سالهای 1948 و 1967 است که عربستان در تحریم نفتی اعراب شرکت کرده و به انحاء مختلف اقدامات رژیم صهیونیستی را محکوم نمود  تا آنجا که امریکا دست به تهدید و حمله موشکی به چاهه های نفتی عربستان  زد و قسمت اخیر این نمودار مربوط به سکوت عربستان در برابر فجایع غزه و از آن مهمتر شواهدموثقی است که حکایت از تمایل عربستان به نابودی حماس دارد.

در قسمت اخیر این نمودار حتی شاهد دخالت نیروها و دستگاههای امنیتی عربستان جهت متوقف ساختن تظاهرات و حتی بازداشت کسانی است که در تظاهرات بر علیه تجاوزهای رژیم صهیونیستی در غزه شرکت می کنند و برای نمونه دستگاه امنیتی دولت عربستان استان القطیف را که مردم آن دست به تظاهرات پیاپی گسترده ای زدند را در محاصره کامل قرار دادند و با جستجوی خانه‏به‏خانه، ده‏ها نفر از تظاهرکنندگان ـ از جمله کسی که عکس «سیدحسن نصرالله» را به همراه داشت را دستگیر نمودند.

گفته می شود شاهزاده «بندر بن سلطان» مشاور امنيت ملي عربستان سعودي در تماس با برخي از مسئولان اسرائيلي، آنان را به نابود کردن کامل حماس تشويق کرده و از آنها خواسته است که اشتباه‏هاي جنگ ژوئيه 2006 را تکرار نکنند.

وی همچنین به مسئولان اسرائيلي اطلاع داده که عربستان با همکاري مصر و اردن تمام تلاش خود را براي به تاخير انداختن اجلاس سران کشورهاي عربي به کار خواهد گرفت.

اما تغییری اینچنین گسترده در موضع یک کشور به ناگهان  نمی تواند اتفاق افتاده باشد و برای این تغییر می توان روندی آهسته و عمیق را پیش از 2001 تصور نمود. یعنی پیش از حملات 11 سپتامبر که توسط امریکا به القاعده نسبت داده شد و عربستان را محل پرورش و آموزش هنگ نظامی و بنیاد گرای القاعده معرفی نمود. اما پس از 11 سپتامبر عربستان با استفاده از نفوذ سياسي خود در كنگره، كاخ سفيد و وزارت خارجه آمريكا و به وسیله پرداخت ده ها ميليارد دلار به عنوان غرامت حادثه 11 سپتامبر به آمريكا، تلاش گسترده اي براي بستن اين پرونده به عمل آورد و  برای بری نمودن خویش از اتهامات بطور آهسته  و نامحسوس آنقدر عقب عقب می رود که از آن سوی بام می افتد بطوریکه امروز شیمون پرز به راحتی ادعا می کند که برخى رهبران عرب از دولت این رژیم خواسته‌اند تا جنبش حماس را نابود کند. وی  به صراحت گفته است: «تعدادى از رهبران عرب در ديدارهاى ويژه از ما خواسته‌اند تا جنبش حماس را نابود کرده و به فعاليت اين جنبش پايان دهيم. و الا اسرائيل هدف مشخصى جز حمايت از شهروندانش در جنوب ندارد که اين امر از طريق از بين بردن توان سياسى و نظامى جنبش حماس و مقاومت فلسطين امکان پذير است.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/10/26ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

  درباره لنگه کفشی که اخیرا پرتاب شد.

اتفاق خاصی نیفتاده است . در یک گوشه از این جهان بزرگ و پر از حادثه و آشوب که در کوهها ودره ها ، دریاها و اقیانوسها و جنگلهای وسیعش و همینطور در جوامع و شهرهای متعددش هر روز حوادث و اتفاقات تازه و بزرگ و تاثیر گذاری در حال رخ دادن است است، در یک سالن کنفرانس کوچک یک لنگه کفش از سوی یک انسان به انسان دیگر پرتاب شده است.

اما همین اتفاق کوچک درمیلیاردها  اتاق در میلیاردها خانه و اداره نقل و تحلیل شد. در میلیونها روزنامه و هفته نامه و ماه نامه و سایت و وبلاگ ورسانه صوتی و  تصویری به مداقه بحث و نظر گذاشته شد. چرا که لنگه کفش از سوی یک جوان عراقی به رئیس جمهور هژمون طلبی که درصدد اداره جهان به مثابه دهکده ای کوچک است پرتاب شد.

به نقل از منابع آگاه لنگه کفش یک لنگه کفش معمولی بوده است و در این موضوع هیچ شک و شبهه و بحثی نیست. اما پرتاب کننده کفش پیش از آنکه یک خبرنگار مرتبط با یک خط فکری خاص باشد یک عراقی است. یک جوان عراقی که ذهن کودکی اش تا  حدود 7 سالگی  درگیر اخبار و وقایع  جنگ طولانی مدت و فرسایشی کشورش با ایران بوده و  در 7 یا 8 سالگی درست زمانی که می خواسته املای سخت کلمه صلح  را یاد بگیرد شاهد و شنوای اخبار  و وقایع  مربوط جنگ عراق و کویت بوده است و سپس در سال 2003 شاهد پرتاب لنگه کفشی به مجسمه در حال سقوط صدام و حزب بعث بوده است وسر انجام در واپسین روزهای سال 2008 درست در زمانی که تمام احزاب و فرقه های عراقی برای خروج نیروهای نظامی امریکایی لحظه شماری می کنند در جلسه امضای توافق نامه ای  که بوش اصرار دارد آن را توافق نامه امنیتی (جهت ایجاد پایگاههای نظامی دائمی در عراق) بنامد و عراقی ها با تاکید و اصرار آن را توافق نامه خروج نیروها از عراق می خوانند، لنگه کفشی از سوی یک خبرنگار پرتاب می شود.

عده ای این حرکت را یک حرکت زشت غیر دموکراتیک خوانده و حتی فراتر از این نیز رفته و آن را یک اقدام خشونت بار تروریستی خواندند و اینگونه اذعان داشتند که آن شخص هر چقدر هم از سیاست های بوش منزجر بوده است نباید اینگونه غیر انسانی عمل می نمود و بهتر بود از مجراهای قانونی ابراز نظر می کرد.

نگارنده این سطور بر روی تک تک این عبارات نظراتی دارد. غیر دموکراتیک ، خشونت بار و تروریستی،  ابراز نظر از مجراهای قانونی .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/10/05ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

درباره انفجار ها و اقدامات تروریستی  اخیر هند 

كمي عجيب است كه اين بار از وقوع يك اقدام تروريستي در شبه قاره هند چيزهايي بشنويم چرا كه براي سالهاي متمادي اين گونه به نظر مي رسيد كه مركز اصلي و انحصاري وقوع يك چنين اقداماتي كه ارتباط مستقيمي با عناصر افراطي و تند رويان دارد، خاورميانه است و نه هيچ جاي ديگر.

اما وقوع چنين بحراني در بزرگترين دموكراسي دنيا كمي تامل بر انگيز است چرا كه وقوع اقدامي تروريستي به اين شكل در پايتخت تجاري، فرهنگي يك كشور مي تواند دال بر وجود يك اقليت ناراضي باشد كه نتوانسته است از طريق راههاي قانوني احقاق حق نمايد.

چندي پيش پس از وقوع انفجارهايي در بنگلور و احمد آباد هند، گروهي موسوم به "مجاهدين هندي" خود  را عاملان اين بمب گذاري معرفي نمودند و تمامي متفكران و تحليلگران شبه قاره شروع به تحقيق و بررسي درباره ريشه هاي احتمالي اين اقدام نمودند.

بديهي است كه پس از وقوع يك چنين اتفاقاتي در يك كشور دولت مربوطه پيش از پرداختن به تحقيق و بررسي در مورد دلايل و عوامل اصلي، بطور رسمي دشمن واقعي يا فرضي خويش را به عنوان عامل معرفي مي نمايد و كمتر به طور رسمي تقصير ها و مشكلات ناشي از عملكرد داخلي خويش را مورد مداقه و نظر قرار مي دهد.

همانگونه كه هند بلافاصله  و مثل هميشه دولت پاكستان را مسئول اين اقدام غير انساني و تروريستي اعلام نمود و بعد جالب توجه داستان اينجا بود كه همزمان با شروع  اين عملیات تروریستی ،آقای قزیشی وزیر امور خارجه پاکستان در هند حضور داشت و  آصف زرداری ، رییس جمهور پاكستان در مصاحبه هاي مطبوعاتي بر اراده و خواست اسلام آباد برای حل مشکلات با هند تاكيد مي نمود.

وقوع گروگان گيري هتل تاج محل در بمبئي هند را مي توان از دو منظر  عوامل داخلي و سياست خارجي مورد بررسي قرار داد.

در بعد داخلي مسئله به همان سادگي كه تحليلگران بعضا برجسته غربي سعي در نماياندن آن دارند نيست اين تحليلگران سعي دارند  اين موضوع را بطور مستقيم به مسلمانان افراط گراي هندي ربط بدهند و آن را تحت عنوان بنياد گرايي و تروريست بودن مسلمانان بطور كلي تحليل نمايند.

به نظر اين تحليلگران كه اتفاقا به خوبي توانسته اند دولت هند را مجاب نموده و  پيرو خط مشي هاي خود سازند مسلمانان منطقه كشمير داعيه قدرت طلبي و مبارزه با دولت هند را داشته و به دليل مسلمان بودن و بنياد گرايي و افراطي گري است كه دست به چنين اقداماتي مي زنند.

از سال ۱۹۴۷ یعنی از از زمان کسب استقلال،  هند و پاکستان  سه مرتبه بر سر مسئله اختلافات مرزی و مهمترین آنها کشمیر، با یکدیگر جنگیده اند.

پس از بيرون رفتن استعمارگران انگليسى و به دنبال آن تشکيل كشور هند و پاكستان ، اين دو كشوربر سر كشمير كه منطقه‌اى مسلمان نشين در شبه‌قاره بودو در دوران تقسيم، براى مالکيت آن صحبت نشده بود، درگير شدند.

در اين درگيريها ، شبه‌نظاميان قبايلى پاکستانى توانستند با حمله‌اى سريع قسمت‌هاى وسيعى از کشمير را به تصرف خود در آورند، هندى‌ها نيز همزمان پيشروى خود را به سمت مناطق مسلمان نشين کشمير آغاز کردند و قسمت‌هايى از آن را اشغال کردند.  و از انجا كه هندى‌ها توان نظامى چندانى نداشتند در برابر حمله ارتش چين در سال 1965  نيمى از متصرفات خود در اين منطقه را به طرف چينى  تسليم نمود .به گونه‌اى که امروز کشمير سه قسمت شده است، کشمير پاکستان که از آن به عنوان کشمير آزاد ياد مى‌شود، کشمير تحت اشغال هند و کشمير تحت اشغال چين.

اصولا مناطق دور افتاده و کوهستانى کشمير منطقه‌اى نبود که در آن هندو‌ها بتوانند زندگى کنند، آيين هندو که بر پايه تقدس آب بنا شده است، همواره در مناطقى رشد داشته که پيروان آن بتوانند با آب خود را طهارت داده و مقدسات خود را به جا آورند، اما در اين منطقه مسلمانان که با شرايط مختلف زندگى آشنا بودند، موفق شدند خود را با شرايط وفق داده و صدها سال پيش اين منطقه خوش آب و هوا را به محل سکونت خود تبديل کنند. اما آنچه به نظر مى‌رسد جنگ‌هاى سه‌گانه هند و پاکستان بر سر اين منطقه دولتمردان دهلى‌نو را به اين نتيجه رسانده است که بايد در اين مورد تجديد نظر کرده و هويت سرزمينى اين منطقه را تغيير دهند. در اين راستا هندى‌ها از دهه هفتاد قرن گذشته سياست کوچ اجبارى مسلمانان را در اين منطقه را در پيش گرفته و هندوها را جايگزين آنها مى‌کنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/09/14ساعت   توسط الهام حيدري  | 

درباره برخی حرکتهای دیپلماتیک اخیر ایران

شاید ربط دادن این  چند حرکت موازی  اقدامی سهل و ممتنع باشد ، یعنی  تصمیم ایران مبنی بر اعدام چند جاسوس ایرانی موساد و اعلام آقای آقا زاده رییس سازمان انرژی اتمی ایران مبنی بر اینکه   اینک پنج هزار سانتریفیوژ در تاسیسات غنی سازی اورانیوم در نطنز کار می کنند و راکت فضایی «کاوش ۲» با موفقیت پرتاب شده است و همچنین سفر سلیمان رئیس جمهور لبنان به ایران و البته شواهدی که نشان می دهد اسرائیل قصد نزدیک شدن به کشورهای عربی منطقه را دارد.

ساده اندیشانه نیست اگر بگوییم  دیپلماسی ایران در مورد اخیر یعنی قصد نزدیکی اسرائیل به کشورهای عربی منطقه در جهت انزوای ایران  بسیار قوی و هوشیارانه عمل کرده است . همانگونه که شاهد بودیم پس از حضور پادشاه عربستان و شیمون پرز در ضیافت شامی که در حاشیه اجلاس گفتگوی ادیان مجمع عمومی سازمان ملل برگزار شد یک جاسوس اسرائیلی اعدام شد و پس از آن اعلام شد که سه جاسوس دیگر  رژیم صهیونیستی به زودی اعدام خواهند شد . اگرچه محاکمه  جاسوسان امری متعارف است و محاکمه این افراد نیز در حال طی  روند قانونی خود بود و در انجام شدنش خلل و نقصانی وارد نمی شد، اما اعدام جاسوس رژیمی که دشمن فرض می شود در عرف دیپلماتیک و نظام بین المللی زمان مخصوص خودش را دارد و یکی از برگهای بازی بزرگ و پیچیده دیپلماسی محسوب می شود که در زمان مخصوص به خودش باید انجام پذیرد.

شاید  اعلام فعالیت پنج هزار سانتریفیوژ در تاسیسات غنی سازی اورانیوم درنطنز و موفقیت پرتاب راکت فضایی کاوش 2 در همین زمان نیز یکی دیگر از همین برگها باشد چرا که اعلام این تعداد نسبت به ۳۸۰۰ سانتريفیوژی که آژانس بین المللی انرژی اتمی در اوايل نوامبر گفت در ایران فعال هستند ، یک اقدام جسورانه محسوب می شود و به نوعی شاخ و شانه کشیدن و ایجاد فضای تهدید قلمداد می شود.

سفر سلیمان رئیس جمهور لبنان به تهران نیز موجب نگرانیهای عدیده تلاویو را فراهم آورد.  همانگونه که مطبوعات و سایت های خبری رژیم صهیونیستی این سفر را دنبال کرده و مرتبا در مورد مذاکرات  همکاری نظامی میان آقای احمدی نژاد و سلیمان به خیال پردازی و لفاظی پرداختند که بیانگر اوج نگرانیهای آنان از تجهیز لبنان توسط جمهوری اسلامی ایران است.

اما صرف نظر از خیال پردازی های واهی رژیم صهیونیستی در این مورد، سفر سلیمان به تهران برای هر دو کشور از اهمیت راهبردی فراوانی برخوردار است  چرا که سلیمان اکنون نماینده یک دولت وحدت ملی است و همانطور که نماینده گروه 14 مارس که مورد حمایت امریکا و اروپا است می باشد نماینده گروه مقاومت موسوم به 8 مارس نیز هست و گشایش مناسبات دیپلماتیک دو کشور به معنای گشودن فصلی تازه از روابط ایران و لبنان است.

و اتفاقا فرصت خوبی است که ایران نشان بدهد مارونی و 14 مارسی و 8 مارسی بودن اقوام  و طوایف متنوع لبنان، برای ایران هیچ تفاوتی ندارد و حتی عربی بودن کشور لبنان نیز برای روابط دیپلماتیک ایران محلی از اعراب ندارد و آنچه ایران به دنبال آن است حذف دست درازی ها و زیاده طلبی ها و ظلم ورزی رژیم صهیونیستی است و به هیچ وجه داعیه دفاع و حمایت از گروه ویژه ای را نداشته است و نخواهد داشت و این به راستی شعار ایران نیست و در عملکرد خویش آن را به صراحت به منصه ظهور گذارده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/09/09ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

 

و دین بهانه خوبی است برای با تو نشستن ای امیر

درباره نشستن شاه عربستان و پرز بر سر یک میز

اينكه دو مقام عاليرتبه يك كشور در حاشيه يكي از اجلاسهاي مجمع عمومي سازمان ملل در ضيافت شامي بر سر يك ميز بنشينند موضوع  جنجال برانگيز و آنچناني براي مطبوعات  و رسانه ها نمي تواند باشد اما اگر يكي از آنها سمبل و پرچم عقايد مطلق ديني اسلامي و از آن مهمتر رهبر با نفوذ اعراب يعني امير عبدلله پادشاه عربستان باشد و ديگري شيمون پرز رئیس جمهور رژيم صهيونيستي اسرائيل باشد موضوع  به شدت قابل تحليل و تامل است.

چرا كه در مرحله اول پيش از هر چيز در عرف ديپلماتيك هر رفتار نشانه و دال بر معنايي مشخص و معين است مثل بر افراشتن پرچم يك كشور هنگام استقبال از  مقام رسمي يا بلند پايه كشور ديگر كه به معناي اداي احترام وافر و ابراز علاقمندي براي گسترش روايط و... مي باشد و يا هر حركت كوچك و ظريف كم اهميت مثل دير حاضر شدن در يك جلسه گفتگو و يا ترك كردن ميز مذاكره و... در عرف ديپلماتيك معناي خاص و تعريف شده ايي دارد.

همانگونه كه نشستن  دو مقام رسمي و عالي رتبه بر سر يك ميز هرگز بي معنا نمي تواند باشد.

اين موضوع به وضوح بيانگر گردش و تحول قريب الوقوع روابط اعراب و اسرائيل خواهد بود چرا كه مقامات سعودي پيش از اين، همواره هنگام سخنراني هر يك از مسؤولان اسرائيل، همايش‌هاي بين‌المللي را  ترك مي‌كردند اما اين بار امير عبدالله، امير غير منعطف عرب با كسي سر يك ميز شام ميل نمود كه از سال 1948 يعني از زمان تشكيل ر‍‍‍ژيم صهيونيستي  دشمن اصلي و عامل موثري براي اتحاد اعراب محسوب مي شود.

بحث مطلق گرايي ديني امير عبدلله كه زبانزد عام و خاص است از اين جهت قابل توجه است كه اين ضيافت شام درخلال نشست اجلاس گفتگوي اديان برگزار شده است و اين اجلاس به نوبه خود پاسخ به ابتكار شاه عربستان در زمينه تلاش براي پيشرفت گفتگوي ميان اديان است.

قضيه چندان هم پيچيده نيست. در واقع به يكباره نرم و منعطف و نسبي گرا شدن پادشاه عربستان و تلاش صادقانه اش براي پيشبرد گفتگوي ميان اديان(!) تكه اخر پاذلي است كه با نصب كردن آن به روندهاي قبلي تصوير منحصر به فردي  از واقعيت شكل مي گيرد كه مي تواند راهنماي ديپلماسي منطقه اي ايران باشد.

 يك روند واقعي مبني بر مثلث اعراب، امريكا وعراق ،از زمان سفر خاورميانه ايي بوش و پس از آن سفرهاي منطقه ايي نوري المالكي به كشورهاي عربي آغاز شده كه در جهت انزواي ايران مي باشد و كارگردان غير حرفه ايي اين نظم نوين نيز كسي جز امريكا نمي تواند باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/08/29ساعت   توسط الهام حيدري  | 

درباره مواضع احتمالی اوباما

او با ماست؟

همواره بحث سیاست خارجی و موضع سناتور های نامزد انتخابات ریاست جمهوری در امریکا حائز اهمیت بوده است  اما این بار  بحث ایران در کناربحث روسیه و عراق و پررنگ تر از این دو کشور مطرح بود  و اینکه رئیس جمهور آتی در ارتباط با مسئله هسته ایی ایران چه روش و رفتاری اتخاذ نماید در شانس انتخاب شدن وی تاثیر مستقیم داشت.

و از قضا گویی اولین بار در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری امریکا است که درصد آرای این دو سناتور  در نظر سنجی ها و پیش انتخابات ایالتی به یکدیگر نزدیک و تقریبا برابر بوده است  بطور مثال در برخی ایالت ها مک کین تنها سه درصد از اوباما فاصله داشته است و این قضیه انتخابات اخیر امریکا را جذاب تر ساخت.

اینکه در مصاحبه های مطبوعاتی و تلویزیونی متعدد از دو نامزد ریاست جمهوری مرتبا درباره موضع و نظر آنها در مورد برنامه هسته ایی ایران، روند صلح خاورمیانه، حمایت از اسرائیل و شیوه برخورد با طالبان و همچنین خروج و یا حضور نیروهای نظامی در عراق و... پرسش می شد بیانگر نقش مهم سیاست خارجی امریکا در قبال خاورمیانه و کشورهایی همچون عراق و ایران در این انتخابات بوده است.

در این میان آنچه برای اهالی خاورمیانه و بخصوص ایران حائز اهمیت است مواضع دقیق و شفاف اوباما در مورد برنامه هسته ایی ایران، اسرائیل و روند صلح فلسطین است.

اینکه اوباما دقیقا چه برنامه و رویکردی در قبال بحث تروریست و القاعده و طالبان و گروه های تازه سازماندهی شده در مرزهای پاکستان دارد و یا در مورد پایگاههای نظامی امریکا در عراق چگونه می اندیشد و از همه مهمتر چه روشی را در مقابله با برنامه صلح آمیز هسته ایی ایران اتخاذ خواهد نمود تا حدود زیادی تصمیم ها و رفتارهای آتی اوباما را قابل پیش بینی می سازد.

اینگونه که از سخنان هر دو نامزد در نشست يهوديان موسوم به ايپاک بر می آید در حمایت از اسرائیل هیچ تفاوتی میان آرای هر دو نامزد مشاهده  نمی شود  و هر دو نامزد در اين نشست بر حمايت امريکا از اسرائيل تاکيد کردند.

هم باراک اوباما و هم مک کين به یک اندازه  براي کسب آراي يهودي ها در مناطق مهم و پرجمعیت  مانند فلوريدا تلاش کرده اند و هر دو به اسرائيل سفر کرده اند و در انجا تاکيد کرده اند از حق اسرائيل براي دفاع از خود حمايت خواهند کرد و همچنین  بر تداوم کمک هاي امريکا به اسرائيل تاکيد کرده اند.

اما در مورد برنامه هسته ایی ایران هر دو نامزد در مصاحبه های متعدد مطبوعاتی قول داده بودند  با اعمال تحريم هاي شديدتر برنامه هاي هسته اي ايران را متوقف کنند همچنین  به صراحت گزينه حمله نظامي امريکا به ايران را هم مطرح کرده بودند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/08/16ساعت   توسط الهام حيدري  | 

درباره  نا تفاوت های اوباما و مک کین

 

 

به همان اندازه که مهم نیست در  4 نوامبر 2008 در امریکا چه اتفاقی بیفتد به همان اندازه نیز  مهم است که در انتخابات آتی امریکا  باراک اوباما بر مسند ریاست جمهوری امریکا تکیه بزند یا جان مک کین.

این قضیه آنقدر ها هم متناقض نما نیست چرا که از سویی این نخستین بار در تاریخ انتخابات امریکا است که موضوع ایران و موضع گیری بر سر اتخاذ نوع  سیاست خارجی در مورد ایران در مکانیسم محبوبیت و رای آوردن و شانس انتخاب شدن دخالت مستقیم دارد، و از سویی دیگر به راستی تفاوت موضع گیری نماینده این دو حرب تنها در لحن و شیوه نمایاندن موضع است و عملا در خود معادله هیچ تفاوتی نمی کند .

اساسا  در فرایند تصمیم سازی در سیاست خارجی امریکا این سیستم است که عمل می کند و فردها قویا جزئی از این سیستم هستند که با منطق سرمایه داری و لیبرال دموکراسی خاص امریکایی پایه ریزی شده است و عمل می کند.

به همین دلیل سیتمی عمل کردن  است که وقتی در انتخابات استانداری در  یک ایالت ،ورزشکاری همچون آرنولد شوارتزینگر به عنوان استاندار انتخاب می شود آب از آب تکان نمی خورد و سیستم به کار خود ادامه داده و عمل می کند.

همواره بحث سیاست خارجی و موضع سناتور های نامزد انتخابات ریاست جمهوری در امریکا حائز اهمیت بوده است  اما این بار  بحث ایران در کناربحث روسیه و عراق و پررنگ تر از این دو کشور مطرح است و اینکه رئیس جمهور آتی در ارتباط با مسئله هسته ایی ایران چه روش و رفتاری اتخاذ نماید در شانس انتخاب شدن وی تاثیر مستقیم دارد.

و از قضا گویی اولین بار در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری امریکا است که درصد آرای این دو سناتور  در نظر سنجی ها و پیش انتخابات ایالتی به یکدیگر نزدیک و تقریبا برابر است طوری که در آخرین بررسی ها مشخص شده است مک کین تنها سه درصد از اوباما فاصله دارد و این قضیه می تواند انتخابات 4 نوامبر را جذاب تر کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/08/16ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

 اندر دست درازی ها ی امریکا در حیاط خلوت های روسیه

پس از پیشروی نيروهاي نظامي روسیه تا نزديكي تفليس، با ميانجيگري نيكلا ساركوزي قرارداد صلحي امضا و بر خروج نيروهاي روسيه از گرجستان و بازگشت به مواضع قبل از جنگ تاكيد شد و سر انجام خاویر سولانا روز شنبه اعلام داشت نيروهاي روسي عقب نشيني خود از گرجستان را كامل كرده اند. اگر چه  مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا امیدوار است كه حضور ناظران اتحاديه اروپا در اين مناطق تنش ها را كاهش دهد، اما شواهد و قراین امر بیانگر این موضوع مبرهن است که قفقاز و به خصوص حیاط خلوت های روسیه آبستن وقوع درگیریهای متعددی می باشد.

پیشینه تنش میان گرجستان و اوستیای جنوبی

همه چیز از انقلاب بالشویکی اكتبر 1917 روسیه شروع شد و درگیریهای بسیاری میان بورژوآهای جنوب اوستیا و بالشویک های شمالی شکل گرفت.

در دسامبر 1921 که شوراي رهبر حزب كمونيست گرجستان  قانوني را درباره تاسيس اوستيا در مناطق محل سکونت اوستي‌‌ها ، از تصويب گذراند،  این اختلافات صورت رسمی یافت و در پي آن قانون ،كميته انقلابي كه وابسته به بولشويك‌ها بود، مرزهاي مناطق اوستيا را مشخص كرد. يعني مناطق شمالي اوستيا به خاك روسيه پيوست و بورژواهاي گرجستان نيز حاكميت خود را بر مناطق جنوبي تحكيم بخشيدند.

در دسامبر 1936  وقتی گرجستان به‌صورت رسمي يكي از جمهوري‌هاي اتحاد جماهيري شوروي محسوب شد، اوستياي جنوبي را يكي از ايالت‌هاي اين جمهوري اعلام كرد كه به آن خودمختاري اعطا مي‌كند.

سپس مجلس نمايندگان اوستياي جنوبي در نوامبر 1989 به جمهوري مستقل اوستيا راي مثبت داد  و جمهوري مستقل اوستياي جنوبي در سپتامبر 1990 اعلام موجوديت كرد. 

پس از آن گرجستان قانون خود مختاري اوستياي جنوبي، آبخازي و آجاريا را در دسامبر 1990 لغو كرد و درگيري‌هاي خونيني در اين مناطق  آغاز شد و سر انجام در سال 1994 رئيس جمهور وقت گرجستان ،پيمان "داگوميس" را با بوريس يلتسين رئيس جمهور روسيه امضا كرد تا به جنگ داخلي پايان داده شود و نيروهاي حافظ صلح روسيه به‌طور قانوني به آبخازيا و ساير مناطق درگيري اعزام شوند.

علی رغم اینکه در سال 2005 با وجود افزايش تنش‌ها با دولت ساآكاشويلي، مسكو با خروج پايگاه‌هاي نظامي دوران شوروي سابق از قلمرو گرجستان تا پايان سال 2008 موافقت كرد اما با انفجار لوله اصلي صدور گاز در روسيه در سال 2006  دور جدیدی از تنش ها و مخاصمات آغاز شد. گرجستان به مدت كوتاهي از داشتن گاز وارداتي مسكو محروم شد و عاملان پشت‌پرده اين انفجار كه باعث تخريب يكي از لوله‌هاي اصلي صادرات گاز روسيه شد، هرگز مشخص نشدند.
در همين سال گرجستان چهار پرسنل ارتش روسيه را به اتهام جاسوسي دستگير كرد و مسكو اين اقدام تفليس را با افزايش تحريم‌هاي اقتصادي،‌ قطع تمام روابط مسافرتي، اخراج هزاران نفر از قوميت‌هاي گرجي از روسيه و توقف واردات از گرجستان پاسخ داد.

در واقع تحولات قفقاز موضوعیت تاریخی  دو بلوک شرق و غرب را حیاتی دوباره بخشیده است آنچنان که می توان تحولات  و یاهرتصمیمی که توسط جمهوری های استقلال یافته شوروی سابق اتخاذ می گردد را بر اساس رویکرد شرقی _ غربی تببین نمود.

این موضوع بخصوص در زمینه انقلاب گل رز در گرجستان صدق می کند که با تمایلات غرب گرایانه آغازگشت و با اخذ تصمیماتی مانند پیوستن به ناتو و حضور نیروهای ناتو در مرزهای جنوبی روسیه به اوج خودش رسید.

به نظر می رسد هیچ چیز مثل پیوستن یک جمهوری واقع در حیاط خلوت روسیه به ناتو و موضوعاتی از این دست  نمی تواند روسیه را عصبانی نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/25ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

 

                 گویی خوابهای نا آرام پاکستان تمامی ندارد

               درباره بازسازی  کابوسی به نام بیت الله محسود

 

سازمان دهی جدید  طالبان تحت عنوان نیرو ها و  افراد بیت الله محسود پدیده ایی است که پاکستان پس از پرویز مشرف مبتلا به آن است.

هسته و نطفه اصلی جنبش افراط گرای «تحریک طالبان پاکستان»   در 15 دسامبر بمحض اینکه پرویز مشرف حالت فوق العاده را لغو نمود پایه گذاری شد، و جنبش طالبان پاکستانی تحت رهبری بیت الله محسود در ‏وزیرستان جنوبی متحد گردید.

یک پاکستان هسته ایی که بخواهد مشق دموکراسی را شروع نماید آنهم  بلافاصله پس از  پایان حکومت ژنرالی غیر دموکرات, به طور قریب به یقین باید با چنین مسائلی دست و پنجه نرم کند.

یعنی به ناگهان بیرون جهیدن مارهای طالبان که در دو سوی مرز افغانستان و پاکستان پرورش یافته اند پس از فروپاشی یک سیستم با توان کنترلی بالا امری عادی و طبیعی است.

شاید امریکایی ها نیز لزوم کنترل پاکستان هسته ایی را حس کرده اند که با نادیده گرفتن تمامیت ارضی پاكستان ۱۴ بار به خاك این كشور حملات هوایی و زمینی كرده اند و درطی این تجاوزها ۱۴۲ نفر از مردم عادی و ۱۱ نظامی پاكستان جان خود را دست داده اند.

اما  چه مکانیسمی سبب اینهمه حساسیت و واکنش نشان دادن امریکا شده است که دستور سری و محرمانه  برای حمله نيروهاى ويژه ايالات متحده در خاک افغانستان به مناطقى از پاکستان را بدون هماهنگى با اسلام آباد صادر کند ؟

آیا بیت الله محسود اینقدر خطرناک است که می گویند و می نویسند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/25ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 درباره ناآرامی های پاکستان پس از ژنرال

به نظر می رسد پاکستان بدون ژنرال یک قطره آب خوش از گلویش پایین نرفته است و اکنون گویی بساط  جشن کوتاه دموکراسی جدید  که پس از انتخابات 18 فوریه 2008 (29 بهمن 86) بر پا شده بود برچیده شده  و نخ نمایی و غیر قابل تکیه بودن بنیانهایی که دموکراسی جدید قصد دارد به آن متکی باشد، به خوبی مشخص شده است.

به طوری که حزب واپس زده و شکست خورده مسلم لیگ پاكستان (شاخه قائد اعظم) که دیر زمانی سنگ حمایت از مشرف را به سینه می کوفت اکنون با افتخار هر چه تمام تر " بیانیه‌ای سفید» منتشر كرد كه با جسارت، عملكرد صد روزه ، دولت یوسف رضا گیلانی نخست‌وزیر پاكستان كه با رای اعتماد اكثریت در پارلمان ملی این كشور در 29 مارس 2008 (10 فروردین 87) برگزیده شده بود را «صد روز خیانت» نامید.

ژنرال باید بسی خوشنود و سرحال باشد که اوضاع پاکستان پس از او به این نابه سامانی و خرابی است.

حقیقت این است که حزب مردم و حزب مسلم لیگ دو حزبی که اکنون بیشترین کرسی­های پارلمان را در اختیار داشته و دولت تشکیل داده­اند، پس از انکه به هدف مشترکشان که همان از میان برداشتن مشرف بود جامه عمل پوشاندند دیگر دلیلی برای امتزاج مصلحتی خود ندیدند و حزب مسلم لیگ به بهانه اینکه حزب مردم به موضوع ابقای قضات برکنار شده ، اهمیتی نمی دهد از این ائتلاف سست و شکننده خارج شد و ترجیح دارد نقش مخالف و اپوزیسیون را خوب بازی کند.

تمام این کشمکشها و بازیها بیانگر این موضوع ساده است که پاکستان در ابتدای امر و در آغاز مسیر دموکراسی سازی نیازمند بنیانهای محکم تری است. بنا بر عقیده بسیاری از کارشناسان اکنون مبتلا به پاکستان دو مسئله امنیت و اقتصاد است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/06/21ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

وقتی دو شیر پیر در منطقه  دندان نشان می دهند.

1 . قراردادی که بالاخره امضا شد

 

به نظر می رسد ،پروژه یک میلیون و ششصد دلاری  استقرار ده ضد موشک تا سال 2011 در لهستان و یک رادار  هوشمنددر جمهوری چک که  باعث بر انگخیتن نگرانیهای امنیتی روسیه شده بود در حال عملی شدن توسط امریکا است.

قراردادی که بالاخره آقای امریکا با لهستان مبنی بر ایجاد سامانه ضد موشکی در خاک این کشور ، منعقد نمود در زمان تنش روسیه و گرجستان بیانگر این واقعیت مبرهن است که نگرانیهای روسیه در مورد ارتباط مستقیم طرح سامانه دفاع موشکی امریکا با روسیه، بی مورد نبوده است و در واقع بلند پروازیهای هسته ایی  ایران و کره شمالی انگیزه اصلی طرح دفاع موشکی امریکا نیست و نبوده است.

 همانگونه که  مقامات نظامی- دفاعی روسیه, استدلال می نمودند که  ایران تا دستیابی به موشکهایی که برد لازم برای رسیدن به اروپا و آمریکا را داشته باشد بیش از یک دهه فاصله دارد و از این رو استقرار یک سایت ضد موشکی در لهستان و چک نمی تواند به منظور مقابله با تهدید های موشکی ایران و کره شمالی باشد و به اعتقاد رئیس ستاد کل نیرو های مشترک روسیه، استقرار این سیستم در اروپای شرقی اقدامی علیه روسیه است و هیچ ربطی به توسعه برنامه های موشکی ایران و کره شمالی ندارد.

 از طرفی انتخاب لهستان که در مرز شرقی روسیه قرار دارد  برای استقرار این سایت از سوی امریکا به جهت سابقه فعالیت های ضد روسی در داخل خاک این کشور برای روسیه فوق العاده نگران کننده است .

این موضوع که  بلافاصله پس از چشم غره رفتن دو ابر قدرت به یکدیگر در قفقاز و در جریان موضوع اوستیای جنوبی اتفاق افتاد برای روسیه حائز اهمیت بیشماری است چرا که سالها و بویژه از سال 2002 که بوش در پیگیری طرح دفاع ضد موشکی امریکا  به جدیت و صرافت افتاد، روسیه در برابر ایجاد و گسترش این طرح  در اروپای شرقی و به ویژه چک و لهستان مخالفت نموده و موضع گرفته است.

2. رقابتی مسبوق به سابقه

 

البته موضوع رقابت و چشم غره رفتن این دو ابر قدرت به یکدیگر  از سابقه ایی دیرینه برخوردار است. از 1945 که اولین بمب اتمی توسط ارتش امریکا در آلاماگرود جایی  نزدیک مکزیکو سیتی منفجر شد و سپس انفجار  بمبهای ناکازاکی و هیروشیما اتفاق افتاد و سپس در 1949  زمانی که اولین بمب توسط شوروی آزمایش شد  و سپس در طول جنگ سرد و بحران کوبا و سپس مذاکراتی که به سالت و استارت 1 و 2 منجر شد ، تا به امروز این دو ابر قدرت مدام یکدیگر را زیر نظر داشته و بصورت آماده و  گوش به زنگ ، مراقب رفتارها و آزمایشات تسلیحاتی _ فضایی یکدیگر هستند.

3. طرح دفاع موشکی امریکا چیست؟

 

بر اساس" برنامه دفاع موشکی ملی "  قرار است یک سپر دفاعی بر فراز آمریکا و اروپا ایجاد شود . کار این سپر دفاعی ردیابی و در صورت ضرورت نابودی موشکهای بالستیکی است که امریکا ادعا می کند ممکن است از سوی برخی از کشور هایی که آنها را کشور های خاطی می نامد امنیت آمریکا را تهدید کند .بر اساس این برنامه ی پیشنهادی بوش، آمریکا امیدوار است تا با بکارگیری از رادار و دیگر تسهیلات ارتباطی ماهواره ایی و پایگاه های زمینی که برخی از آنها در بریتانیا و گرین لند و همچنین برخی از کشور های اروپای شرقی از جمله لهستان و جمهوری چک مستقر می شود ، یک سیستم هشدار دهنده اولیه را برای حفاظت از خود بوجود بیاورد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/06/06ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

كاديما در صحنه سياسي رژيم اسرائيل، حزبي است كه توسط «آرييل شارون» پس از خروج از ليكود و به دليل اينكه برنامه هايش با مخالفت برخي اعضاي آن حزب مواجه شد، در ماه نوامبر سال 2005 تأسيس شد.

اين حزب به زودي توانست با جذب عده اي از متنفذان صهيونيست از جمله شخصيت هاي برجسته ليكود و حزب كار مانند «شيمون پرز»، «شائول موفاز» و «تسيبي ليفني»، دامنه قدرت سياسي و نفوذ خود در سرزمين هاي اشغالي را گسترش دهد.

كاديما را در جناح بندي سياسي مي بايست به «راست ميانه» منتسب كرد و بر همين اساس اعضاي اين حزب معتقدند، مردم اسراييل داراي حقي تاريخي در سرزمين هاي اشغالي هستند و براي حفظ اكثريت يهوديان ساكن در اين سرزمين، مي توان از بخشي از سرزمين هاي اشغالي صرف نظر كرد و ديوار حائل را نيز به عنوان تنها يك «مرز موقت» ميان اسرائيل و فلسطين مورد پذيرش قرارداد.

لزوم پايان درگيري ميان اعراب و اسراييل و نيزپذيرش دوكشور اسرائيلي و فلسطيني براساس نقشه راه و در نهايت خلع سلاح عمومي فلسطينيان، از جمله اصول مورد توجه كاديما است.

اولمرت رهبر حزب تازه تاسيس كاديما  در پي پيروزي انتخاباتي اين حزب و به دنبال مر گ مغزی اریل شارون  از ماه ژوئيه سال ۲۰۰۶ به نخست وزيري رژيم صهيونيستي رسيد وي  كه دوازدهمين نخست وزير ر‍ژيم صهيونيستي  بو د به اتهام فساد اقتصادي مورد بازجويي پليس قرار گرفت و مشروعيتش به زير سوال رفت.

در پی استعفای ایهود اولمرت، يورام توربوويتز که از دو سال پيش از سوى اولمرت مسئوليت يک رشته مأموريت‌هاى ديپلماتيک مهم را بر عهده داشت و علاوه بر آن ریاست دفتر وی را نیز عهده­دار بود، تا دو ماه دیگر از سمت خود استعفا داد .

به اعتقاد تحلیلگران مسائل منطقه خاورمیانه، با تغییر اولمرت نگاه مثبت و خوشبینانه به مسائل گوناگون مطرح در خاورمیانه رخت بر خواهد بست و آینده­ای مبهم و تا اندازه­ای منفی بر بسیاری از مسائل سایه خواهد انداخت.

نتانیاهو چندین بار در گفته­هایش بر لزوم استفاده از ابزار نظامی برای تامین امنیت اسرائیل سخن گفته است و قریب به اتفاق تحلیلگران بر این اعتقادند که در صورت اینکه نتانیاهو به نخست­وزیری اسرائیل برسد، مذاکرات صلح با فلسطینیان به طور کامل متوقف خواهد شد، مذاکرات صلح با سوریه نیز به بن­بست خواهد رسید و به طور کلی سیاست تندروانه جای سیاست معتدل در اسرائیل را خواهد گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/26ساعت   توسط الهام حيدري  | 

افغانستان ، جبهه ایی که دارد کهنه شود یا

جبهه های جدید تروریزم

پس از حمله اخیر به سفارت هند در افغانستان که منجر به کشته شدن حداقل ۴۰ نفر شد شورای وزیران افغانستان گفتگوهای دو جانبه با پاکستان را تا زمان "ایجاد فضای اعتماد" به حال تعلیق درآورده است، و این یعنی وخامتی کم سابقه در روابط پاکستان و افغانستان که اکنون در زمینه مبارزه با تروریسم اتهامات بیشماری بر علیه یکدیگر مطرح می کنند.

اینکه آتش در گرفته در صحنه افغانستان را نبرد میان امریکا و تندروان اسلامی تجسم کنیم به همان میزان کودکانه است که آن را صحنه درگیریها و کشمکشهای هند و پاکستان بدانیم .

واقعیت مسئله این است که دیگر مسئله به سادگی گذشته نیست .

و پدیده تروریزم بخصوص در آسیای جنوبی و آسیای میانه به سادگی گذشته قابل تحلیل نیست .اگر در گذشته "طالبان"  گروهی بود که به فرماندهی بن‌لادن و زیر نظر هنگ‌های «عرب» سازماندهی شده بود، و به هزینة عربستان سعودی و امارات متحدة عربی، زیر نظر سازمان سیا و ضداطلاعات ارتش پاکستان(ISI) اداره می‌شد، امروز همان «طالبان» شعب و منابع متعددی یافته است و مراکز الهامات سیاسی، نظامی و مالی آن عملاً نامشخص است.

نه می توان گفت طالبان آنقدر قدرتمند و  مستقل شده ، و نه می توان گفت طالبان تنها  در کنار و در کنترل سازمان  ضداطلاعات ارتش پاکستان(ISI)، و نه می توان گفت طالبان هنوز نوکر و ملعبه بی چون و چرای دست غرب است.

چرا که سازمان امنیت پاکستان آی‌اس‌آی، همیشه دولتی در داخل دولت در پاکستان بوده و هیچ زمانی این سازمان امنیت مورد کنترل دولت مرکزی پاکستان نبوده است و همانگونه که شاهد بودیم بارها عملیاتی را بر علیه خود دولت مرکزی پاکستان انجام داده است.

اما در اینکه سازمان امنیت پاکستان بخصوص  پس از روی کار آمدن مشرف در تقویت طالبان و القاعده در افغانستان تاثیر به سزایی داشته است، شکی نیست.

و شکل صوری همکاری پاکستان با غرب در مقابله با  طالبان حتی بنا به اعتراف خود مشرف یک یک مساله اجباری است، و بیشتر از اجباری بودنش صوری است.

از سویی دیگر مسئله کشانده شدن دامنه درگیریهای سیاسی هند و پاکستان به داخل صحنه افغانستان است که صحتی جدی دارد.

از سال ۱۹۴۷ یعنی از از زمان کسب استقلال،  هند و پاکستان  سه مرتبه بر سر مسئله اختلافات مرزی و مهمترین آنها کشمیر، با یکدیگر جنگیده اند و حال به نظر می رسد که دامنه خصومت سیاسی آنها به افغانستان کشیده است.

و مسئله اینگونه نیست که افغانستان تنها یک جبهه جدید برای خصومت های سیاسی این و کشور باشد بلکه سالهاست که هر دو کشور سعی می کنند نفوذ خود را در این کشور  از راههای مختلف افزایش دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/26ساعت   توسط الهام حيدري  | 

اکنون صحنه پاکستان صحنه نمایش یک تراژدی تکراری تاریخی است . قدرتی در حال سقوط و آخرین چنگهای تاثیر گذاری که بر صورت و شاکله قدرت خواهد کشید.

مشرف دارد می رود مثل تمام قدرت ها که از ابتدا رفتنی اند اما داستان های خویش را به هنگام افول پردازش می کنند.

وقتی می شنویم که دولت ائتلافي پاکستان تصميم گرفته که مشرف را بر اساس ماده ‏47‏ قانون اساسي پاکستان از سمت خود برکنار کند ، نا خواداگاه به یاد ژنرالی می افتیم که در 1999 توسط کودتای نظامی به کرسی قدرت  در کشورش تکیه زد و همین پارسال،  پس از  8 سال  حکمرانی با  اقتداری نظامی بر پاکستان ناارام و بی ثبات، به دنبال قانونی نمودن تمدید مهلت نشستن بر صندلی قدرتش بود.

 ماده چهل و هفتم از قانون اساسي سال ‏1973‏ پاکستان تصريح مي کند‏:‏رييس جمهور ي زماني از سمت خود برکنار خواهد شد که ناتواني فيزيکي و ذهني وي محرز شود و يا اتهام هايي درزمينه نقض قانون اساسي يا فساد اخلاقي عليه وي مطرح و ثابت شود

در سالی که مشرف می خواست  دورهء ریاست جمهوری اش را در یک مثلا  انتخابات پنج سال ‏دیگر تمدید نموده و درعین حال فرماندهی کل ارتش پاکستان را نیز همچنان حفظ نماید، چودری نتوانست اعتماد‏کافی مشرف را برای حمایت و فراهم آوردن مقدمات  لازم و  قانونی این امر  جلب نماید. ‏

و تلاش ساده انگارانه مشرف برای تعویض چودری با یک قاضی خوب و خودی به همراه شرایط شکننده مشروعیت داخلی و بین المللی مشرف وضعیت سقوط و افول او را مسجل نمود.

از زمان عزل رئیس دادگاه  عالی پاکستان، چودری افتخار محمد  توسط مشرف، ‏اعتراضات عمومی و نیز سرکوبی خشونت بار جامعهء حقوقدانان و مطبوعات توسط پلیس و سازمان اطلاعات پاکستان  افزایش یافت و اینگونه به نظر رسید که عمر 8 سال حکومت نظامی مشرف به پایان خود نزدیک شده است.

اینگونه بود که حزب حاکم مسلم لیگ پاکستان دیگر از برگ باطل شده مشرف استفاده ننمودند و در انتخابات از او دور شدند .

از طرفی غرب حمایت خود را از مشرف متوقف نموده است چرا که مشرف در برخورد با طالبان و القاعده دو گانه رفتار می کند و به عقیده غرب در رفتارهایش و بخصوص حمایت از القاعده  افغانستان شفاف نیست.

البته مشرف بعد از انتخابات ‏18‏ فوريه ‏2008‏ ( ‏29‏ بهمن ‏1386‏ ) اعلام کرده بود در صورتي که دولت ائتلافي بخواهد براي استيضاح وي اقدام کند از مقام خود استعفا خواهد کرد.

اما اکنون شاید مشرف به آخرین سلاح خود که همانا استفاده از ماده 58 قانون اساسی پاکستان مبنی بر انحلال مجلس ملی  متوسل بشود. اما اعلام  صریح شاخه قائد اعظم حزب  مسلم ليگ مبنی بر اینکه از این تصمیم حمایت نمی شود بیانگر تصمیم قابل انتظار و معقول این حزب در جهت فاصله گیری از مشرف در شرایطی است که حقوقدانان و اصحاب مطبوعات و افکار عمومی عمر یک رئیس جمهوری را تمام شده می دانند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/26ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

بیهوده نیست اگر آتش تازه در گرفته در قفقاز و آسیای میانه را به انرژی و امنیت عرضه و صادرات  آن به غرب مرتبط نماییم .

چرا که بی توجه به این عامل مهم و تاثیر گذار  نمی توان  حمایت آشکار  غرب از گرجستان که احتمال رخ دادن تنش بین روسیه و غرب را فزایش داده است و همچنین حضور صدها نفر از کارشناسان دفاعی اسراییل در گرجستان را که  مشغول آموزش نظامی و تجهیز سیستم دفاع هوایی این کشور هستند را توجیه نمود.

آیا امریکا  واقعا و تنها به این  دلیل با حمایت از گرجستان و محکوم کردن حمله روسیه به تفلیس خود را دچار درگیری کرده  است به طوری که گریگوری کاراسین وزیر خارجه روسیه در پاسخ به بیانیه مقامات کاخ سفید اذعان داشته است که موضع گیری منفی آمریکا را برای تصمیم گیری های آتی خود مد نظر خواهیم داشت.

روسيه نیز در حمايت از شورشيان جدايی طلب منطقهء آبخازيا، و برای جلوگيری از سلطهء مجدد تفليس بر اوسيتيای جنوبی، نزديک به ده هزار سرباز به جمهوری گرجستان اعزام کرده است. روسيه همچنين ناوهای جنگی خود را در سواحل دريای سياه مستقر کرده است تا نگذارد اسلحه و تجهيزات نظامی به گرجستان وارد شود.

و این یعنی شاخ و شانه کشیدن و رویارویی دو ابر قدرت در منطقه قفقاز و آسیای میانه و آیا به راستی مسئله آزادی  و استقلال طلبی مردم اوستیای جنوبی است که ممکن است حتی موجب رویارویی و تنش میان غرب و روسیه شود؟

بخصوص  که روسها سند جديدي  را در اواسط 2008 به تصویب رساندند كه از آن به عنوان دكترين جديد روسيه در حوزه انرژي ياد شده است.طبق اين سند كه در مطبوعات روسي آمده است علت اصلي مناقشات جهان آينده را مسئله انرزي و مسائل زيست محيطي دانسته است و روسيه را مكلف به دستيابي به جايگاه برتر جهاني در حوزه انرژي دانسته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/26ساعت   توسط الهام حيدري  | 

- برای بلندیهای جولان   یا

-صلح – اسرائیل ، حنایی  بدون رنگ (حنایی که رنگ ندارد)

 

آیا می توان شکل مثلث تخاصمی ایران، رژیم صهیونیستی، و سوریه را پس از تحقق صلح احتمالی میان سوریه و رژیم صهیونیستی  تصور نمود؟

و چه چیزی ممکن است  معادله همسویی بلند مدت  و مسبوق به سابقه دستگاههای سیاست خارجی ایران و سوریه در مورد رژیم صهیونیستی را تغییر دهد ؟

اگرچه این بار ششم بعد از ریاست جمهوری  بشار اسد بود که به ایران سفر می کرد و طبق یک قاعده و استدلالی  ساده می توان اینگونه تحلیل کرد که این سفر نیز همانند سفرهای دیگر یک الزام دیپلماتیک برای این دو کشور است که از 1979 و بعد از انقلاب اسلامی ایران به بازیگران و تصمیم گیران اصلی وتاثیر گذار منطقه بدل شده اند.

اما سفر این بار بشار اسد با شکلی متفاوت از دفعات گذشته و در نقشی جدید اتفاق افتاد . این بار دمشق نه یک همپیمان منطقه ایی بود که برای هماهنگی و گپ و گفتی دیپلماتیک به تهران آمده بود بلکه یک میانجی بود و با برنامه میانجیگری وارد تهران شد.

آنهم  میانجیگری برای تنش زاترین موضوع میان ایران و غرب : مسئله استفاده صلح آمیز ایران از انرژی هسته ایی. که با درخواست نیکولاس سارکوزی رئیس جمهور فرانسه انجام گرفت.

در طی این سالها ایران و سوریه دو بازوی قدرتمند تاثیر گذار در روند معادلات و تخاصمات اسرائیل و فلسطین و لبنان بودند و اخیرا ناز شصتی  در به پیروزی و تحقق رساندن دولت وحدت ملی لبنان نشان دادند، و بخصوص این حرکت و مانور اخیر بیانگر میزان قدرت و اراده این  دو کشور در تاثیر گذاری اشان بود.

همین هم داستانی در تخاصم و به رسمیت نشناختن اسرائیل است که موجب نزدیکی و همسویی و به تبع آن قدرتمندی  ایران و سوریه در منطقه شده است.

برآیند روابط سوریه و اسرائیل بیانگر سطوح جالب و واقعی از منافعی آشکار همچون حفظ تمامیت ارضی و ... می باشد.
دمشق به دنبال باز پس گیری بلندی های جولان است که رژیم صهیونیستی  در سال ۱۹۶۷ آن را اشغال و در سال ۱۹۸۱ به این رژیم ضمیمه کرد.

واسرائیل حاضر به از دست دادن بلندیهای جولان نیست چرا که  این بلندیها و موقعیت استراتژیک آن  موجبات کنترل لبنان  و سوریه را فراهم می آورد و اسرائیل با استفاده از گیرنده‌های خود که در ارتفاعات بلندی‌های جولان نصب شده‌است برنامه‌های سوریه و لبنان را رصد می‌کند  بنابراین این بلندیها به قدر امنیت حاصل از آن، برای اسرائیل اهمیت دارد.

و اسرائیل به مانند رسم و سیاق دیرینه اش مبنی بر انجام مذاکرات صلح و گفتگوهای صلح و شرکت در کنفرانسها و نشست های صلح، با سوریه نیز گفتگوی صلح انجام داده است و انجام می دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/26ساعت   توسط الهام حيدري  | 

اینهمه ... برای فیلمی که دیده نشده است.( هنوز ندیده ایم.) یا

دعواهای مصر روی نیمکت ذخیره ها

گردش نامحسوس و افول  نقش مصر در جهان اعراب پس از سفر خاور میانه ایی بوش به مصر به صورت واضح تری رخ نمود و ظهور پیدا کرد. اقامت چند ساعته و به اصطلاح سر زدن بوش به مصر پس از اقامت های چند روزه در عربستان و امارات متحده عربی، توسط قریب به اتفاق تحلیلگران اهانت علنی به حسنی مبارک تلقی شد که داعیه رهبری جهان عرب را داشت و دارد. 

علاوه بر چنین رفتار علنی  و روشنی که برای تقریب موضوع به ذهن آورده شد مطالعه دیپلماسی و رفتارهای اخیر امریکا با مصر بیانگر نشانده شدن مصر روی صندلی ذخیره ها تا اطلاع ثانوی توسط امریکا است.

اخیرا امریکا  از طریق دستاویزهای حقوقی ، مبنی بر مثلا  عدم رعایت حقوق بشر گاه گداری حسنی مبارک  را زیر سوال می برد.

دست کشیدن ارباب جهان از حمایت رهبری فرتوت جهان عرب، زمانی اتفاق می افتد که در حدود  2 ميليون نفر از مردم مصر  از فرط فقر در گورستان‌ها زندگي مي‌كنند،در حالیکه حسني مبارك خود را اميرالمومنين مي‌نامد و گاز رایگانی که به اسرائيل صادر مي‌كند موجب صدور حكم مخالفت الا‌زهر با اين كار شده است و مردم در تظاهرات خیابانی عکس او را پاره می کنند.

در چنین شرایطی و در اوج بحث ها و جنجال ها ی ایران و امریکا بر سر مثلا پرونده هسته ایی، ایجاد مناقشات و دعواهای دیپلماتیک توسط مصر  با ایران بر سر پخش یک فیلم مستند (که خود نگارنده نیز هنوز موفق به دیدن آن نشده است) چه معنی می تواند داشته باشد؟

فیلم مذکور  که گفته می شود مورد توجه مردم مصر قرار گرفته است فیلم مستند " اعدام فرعون" مربوط به ترور انور سادات توسط خالد اسلامبولی است .

شکایت حسنی مبارک و خانواده و همسر انور سادات این است که چرا در این مستند از خالد اسلامبولی به عنوان شهید و از انور سادات به عنوان خائن نام برده شده است ؟ و چرا فیلمسازان از خانواده و دولت مصر برای این فیلم مجوز دریافت نکرده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/26ساعت   توسط الهام حيدري  | 

اندر ناکارآمدی دیپلماسی وقت کشی در پرونده هسته ایی ایران

دیگر زمان نمی دهند ، چطور بازی کنیم؟

 

 

" خرید زمان  برای مدیریت پدیده های بی ثبات کننده  که محرک اشاعه هسته ایی می باشند یک هدف سیاسی ممکن جهت دستیابی به بازگشت هسته ایی می باشد "      جوزف نای

 

 

از سال 1381 پرونده مذاکرات هسته ایی ایران و غرب فازها و روند های متفاوتی را از سر گذرانده است. در این مدت  شورای امنیت سازمان ملل متحد سه قطعنامه بر علیه ایران صادر نموده است و تحریم های بی شماری  صورت گرفته است. همچنین دو بسته پیشنهادی از سوی غرب با پیش شرط تعلیق غنی سازی اورانیوم به ایران ارائه شد که هر دو به دلیل وجود این پیش شرط که خط قرمز ایران برای ورود به مذاکرات است  هیچ نتیجه ایی در بر نداشته است. دیپلمات های جمهوری اسلامی موفق شدند طی چندین دور مذاکره با مقام های آژانس، برخی ابهام ها درباره برنامه هسته ای را به ویژه درباره منشا برخی آلودگی ها و بازفرآوری پلوتونیوم رفع کند اما چند ماهی است که طرح اتهام انجام برخی مطالعات برای ساخت سلاح هسته ای از سوی ایران، آهنگ همکاری تهران و آژانس را کند کرده است.

عزم جدی و رویکرد مصمم دولت نهم در راستای دستیابی و حفظ این حق مسلم ،پرونده را وارد فاز جدیدی از جنجال برانگیزی و حساسیت های بین المللی نمود.

و اکنون پس از رد تلویحی  بسته جدید مشوق های سیاسی – اقتصادی غرب توسط ایران، علی رغم اینکه ایران در مذاکرات ژنو پیشنهاد 7 دور مذاکره را به غرب داد ، غرب به ایران مهلت کوتاهی داده است تا نظر خود را درباره به تعلیق درآوردن چرخه سوخت هسته ای در ازای دریافت مشوق های اقتصادی – سیاسی اعلام نماید.

پر بیراه نیست اگر بگوییم اکنون  پرونده هسته ایی ایران از لحاظ دیپلماتیک در حساس ترین مقطع زمانی خود قرار دارد.

این نکته را می توان از واکنش ها ، حدس ها و گمانه زنی های گاه متناقض  مراکز خبری غرب در مورد اظهارات رئیس جمهور و دستگاه دیپلماسی ایران متوجه شویم به طور مثال این پایگاههای خبری سعی دارند تا با تفسیر و تاویل خودشان از ادبیات خاص رئیس جمهور  ایران در مورد پرونده هسته ایی، اقدام و واکنش آتی ایران در مورد همکاری با آژانس را  پیش بینی نمایند. حضور نماینده عالی رتبه امریکایی  نیز در جریان مذاکرات ، تنها به عنوان ناظر  و  در جهت عینی سازی بیشتر اطلا عات آمریکایی ها در مورد پرونده هسته ایی ایران است چرا که در طول حدود سی سال هیچ ارتباط مستقیم دیپلماتیک بین ایران و آمریکا وجود نداشته است و حضور این نماینده  برای پر کردن خلاء های اطلاعاتی امریکا است و هرگز دلیلی بر نزدیکی مواضع دیپلمات های دو کشور نیست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/26ساعت   توسط الهام حيدري  | 

سستی در تعهد غیر متعهد ها

نلسون ماندلا  گفته بود: "ما مصمم هستیم فرضیه های عملی را برای افزایش همکاری های متقابل میان کشورهای جنوب در تمام فعالیت های انسانی به وجود آوریم تا همکاری های مشترک و روح همبستگی افزایش یابد."

همبستگی و همکاری های متقابل در کشور های جنوب دقیقا ایده و انگیزه تشکیل و قوام یافتن جنبش عدم تعهد در دهه پنجاه و اوایل دهه 60 بود.

و اتفاقا افرادی همچون جواهر لعل نهرو ، جمال عبد الناصر واحمد سوکارنو  رؤسای وقت حکومت کشورهای هند، مصر ، و اندونزی  در کنفرانس باندونگ  ایده تشکیل چنین سازمانی را مطرح کردند.

نخستین تلاش ها  برای ایجاد همگرایی میان کشورهایی که بعدها به غیرمتعدها معروف شدند، در سال ۱۹۵۵ در همین کنفرانس انجام شد.

این جنبش  در اوج جنگ سرد  و فضای دوقطبی بین غرب و شرق با هدف وحدت میان کشورهایی که نه در اردوگاه کمونیسم  و نه در اردوگاه امپریالیسم ( کاپیتالیسم)  قرار داشتند، شکل گرفت.

و بالاخره در ۱۹۶۱ با حمایت فیدل کاسترو  ومارشال تیتو  در کنفرانسی که در کشور یووگسلاوی  برگزار شد، این سازمان موجودیت خود را اعلام کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/26ساعت   توسط الهام حيدري  |